-خب من یک غذا سفارش میدم، یک سوپ.
-سوپ؟ منم سوپ.... این وان تان چیه؟
-جلوش نوشته.... بد نیست... من، برنج که نمی خوام، نودل هم نه...
-این اگرول چیه؟
-ببینم... شکلش که شبیه دست پیچ های خودمونه تخم مرغ داره دیگه. اشتها آوره غذا نیست.
-من می خوام.
-خب سفارش بده.
-تو چی می خوای؟
-دارم می خونم... من یک غذای گوشتی می خوام مثلا بیف داشته باشه و بامبو.. همین شماره 45 خوبه. با یک سوپ سبزیجات که ترجیحا تند باشه... مثلا همین شماره 12 که اسپایسیه.
-من چی سفارش بدم؟ تو بگو!
-چه می دونم عزیزم. مرغ می خوای؟ سبزیجات می خوای؟ نودل هم داره، هم نرم آب پزش هم سرخ شده اش. برنج هم میتونی سفارش بدی.
-تو کدومو سفارش میدی؟
-اینو... رشته های گوشت گوساله و ساقه خرد شده بامبو و ...
-بامبو؟ خوشمزه است؟
-امتحان می کنیم دیگه. من که فکر کنم دوست داشته باشم باید یک چیزی باشه شبیه تره فرنگی دیگه
-پس منم همونو.
-بابا تو به من چیکار داری؟ باز موقع تصمیم گیری شد؟ یه چیز دیگه سفارش بده بعد هرکی از غذای اون یکی هم می خوره دیگه.
-باشه من نودل معمولی، با همین اگرول، با یک سوپ وان تان. گفتی خوبه دیگه؟
-حالا می خوای بندازی گردن من؟ چه اشکالی داره یه کم ریسک کنی؟ من اصلا نمی دونم. شماره اش چنده؟
-چی چنده؟
-همین هایی که میگی چنده؟
-نگاه نکردم. همه غذاهاش بین شش هفت هزار تومنه دیگه. باز می خوایی خسیس بازی درآری؟ حالا یه شب منو آوردی بیرونا!
-باز حکم دادی؟ کی حرف پول زد؟میگم شماره اش چنده. اسمش که یاد آدم نمی مونه شماره اشو بگو. بعدشم اصلا کی گفته من تو رو آوردم بیرون؟ می خوایی این جوری مسئولیتو بندازی گردن من؟ نه خیر. دوتایی اومدیم با هم شام بخوریم. من هم به جای تو غذا انتخاب نمی کنم. چرا شما زن ها فکر می کنین که ...
-باز داری شما زن ها ما مردها در میاری؟ من که تا حالا اینجا نیومده ام. چه می دونم...
-مگه من اومدم؟ نه خیر خانوم! سواد دارم، منو رو می خونم جلو هر غذایی نوشته موادشو... بعد هم تو توهم پول داری نتیجه گیریش اینه که من خسیسم! جالبه ها!
-اصلا نخواستیم... شام اینطوری از گلوی آدم پایین نمی ره که.
-نخواستی که نخواستی. مشکل ما غذای چینی نیست. زبون من چینیه انگار... هر چی هم میگی زود قهر می کنه کیفشو میندازه دوشش.... کجاااا؟..... خانوووم؟ ....